scalding hot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

scald·ing hot/ˈskɔːldɪŋ hɑːt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more scalding hotsuperlative (عالی): most scalding hot

صفت — جوشان و سوزان

جوشان و سوزانبسیار داغ

آن‌قدر داغ که می‌تواند پوست را بسوزاند.

So hot that it can burn the skin.

«چای آن‌قدر داغ بود که می‌سوزاند.»

The tea was scalding hot.

«کودکان را از آب بسیار داغ دور نگه دارید.»

Keep children away from scalding hot water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000