scrambles

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

scram·bles/ˈskræmblz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scrambledpast participle (مفعولی): scrambled-ing (حال): scrambling3rd (سوم): scrambles

فعل — تند و دشوار بالا رفتن

تند و دشوار بالا رفتنتقلا کردن

با سختی و سرعت حرکت یا بالا رفتن، معمولاً با دست و پا.

Moves or climbs quickly with difficulty, often using hands and feet.

«او با زحمت از تپه سنگی بالا می‌رود.»

He scrambles up the rocky hill.

«او با عجله تلاش می‌کند کارش را به موقع تمام کند.»

She scrambles to finish her work on time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000