screw up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/skruː ʌp/
screwto turn or rotate with a spiral motionupto a wrong or failed state
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — اشتباه بزرگ کردن

اشتباه بزرگ کردنخراب کردن

یک اشتباه جدی کردن یا خراب‌کردن چیزی.

To make a serious mistake or to ruin something.

«او با از دست دادن جزئیات مهم، گزارش را خراب کرد.»

He screwed up the report by missing important details.

«این فرصت را خراب نکن.»

Don't screw up this opportunity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000