seabed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sea·bed/ˈsiːˌbɛd/
sealarge body of salt waterbedbottom or floor
noun (اسم)common

اسم — کف دریا

کف دریا

کف دریا یا اقیانوس

The bottom of the sea or ocean

«کشتی‌گل‌نگون روی کف دریا قرار دارد.»

The shipwreck lies on the seabed.

«دانشمندان موجودات زنده روی کف دریا را مطالعه می‌کنند.»

Scientists study creatures living on the seabed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000