بازگشت

sealed

/siːld/
adjective (صفت)common
مهر و موم شدهبسته

بسته یا محکم چسبیده به طوری که نفوذ یا فرار ممکن نباشد.

Closed or fastened tightly to prevent entry or escape.

«پاکت با موم مهر و موم شده بود.»

The envelope was sealed with wax.

«شیشه برای تازه ماندن غذا مهر و موم شده باقی ماند.»

The jar remained sealed to keep the food fresh.

تفاوت با واژه‌های مشابه
closedبسته

رایج. به معنی بسته یا قفل شده که معمولاً با sealed قابل تعویض است وقتی نشتی نباشد.

Common. Means shut or fastened, often interchangeable with sealed when no leakage is possible.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000