see the elephant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

see the el·e·phant/si ði ˈɛləfənt/
phrase (عبارت)dated

عبارت — دنیا دیده شدن

دنیا دیده شدنتجربهٔ سخت به دست آوردن

تجربه‌ای مهم از دنیا، به‌ویژه سختی، ماجراجویی یا رویدادی بزرگ، به دست آوردن.

To gain experience of the world, especially of hardship, adventure, or an important event.

«پس از جنگ، او سختی‌های بزرگی دیده بود.»

After the war, he had seen the elephant.

«آن جهانگرد پیر می‌گفت تجربه‌های بزرگی از سر گذرانده است.»

The old traveler claimed to have seen the elephant.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000