serpent

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ser·pent/ˈsɜːrpənt/
noun (اسم)formalplural (جمع): serpents

اسم — مار

ماراژدها

مار، به‌ویژه نوع بزرگ یا سمی آن.

A snake, especially a large or venomous one.

«نماد باستانی مار را حلقه‌زده به دور عصا نشان می‌داد.»

The ancient symbol showed a serpent coiled around a staff.

«افسانه‌ها از یک مار غول‌پیکر که در دریاچه کمین کرده است، می‌گویند.»

Legends tell of a giant serpent lurking in the lake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snakeمار

رایج. در معنا مانند مار است اما serpent رسمی‌تر یا ادبی‌تر است و snake روزمره.

Common. Synonymous in general contexts referring to snakes but 'serpent' often sounds more formal or literary, while 'snake' is everyday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000