serv

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɜːrv/
verb (فعل)commonpast (گذشته): servedpast participle (مفعولی): served-ing (حال): serving3rd (سوم): serves

فعل — سرو کردن

سرو کردنخدمت کردن

کمک کردن یا ارائه خدمت، مخصوصاً در سرو غذا یا مساعدت به مشتری‌ها.

To help or provide a service, especially in serving food or assisting customers.

«پیشخدمت با ادب به مشتری‌ها سرو کرد.»

The waiter served the customers politely.

«می‌توانی به مهمان‌ها نوشیدنی سرو کنی؟»

Can you serve the guests some drinks?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000