set straight

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt streɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روشن کردن حقیقت

روشن کردن حقیقتاصلاح کردن

برداشت نادرست کسی را اصلاح کردن و واقعیت را برایش روشن کردن.

To correct a misunderstanding or give someone the true facts.

«بگذار تاریخ درست را برایت روشن کنم.»

Let me set you straight about the date.

«او اشتباه خبرنگار را اصلاح کرد.»

She set the reporter straight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000