sift out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɪft aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جدا کردن

جدا کردنغربال کردن

با بررسی یا جدا کردن، چیزهای نامطلوب را از میان مجموعه بیرون گذاشتن.

To remove unwanted things from a group by examining or separating them.

«ویراستار نوشته‌های ضعیف را جدا کرد.»

The editor sifted out the weak submissions.

«باید اطلاعات نادرست را غربال کنیم.»

We must sift out false information.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000