sight unseen

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sight un·seen/ˌsaɪt ʌnˈsin/
phrase (عبارت)common

عبارت — ندیده

ندیدهبدون بازدید

بی‌آن‌که چیزی را پیش از آن دیده یا بررسی کرده باشند.

Without having seen or examined the thing first.

«آن‌ها خانه را بدون بازدید خریدند.»

They bought the house sight unseen.

«من کسی را بدون دیدن و بررسی استخدام نمی‌کنم.»

I would not hire anyone sight unseen.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000