sign off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌsaɪn ˈɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خداحافظی کردن

خداحافظی کردنپایان دادن

پخش، تماس تلفنی یا پیام نوشتاری را به پایان رساندن.

To end a broadcast, a phone call, or a written communication.

«مجری نیمه‌شب برنامه را به پایان رساند.»

The host signed off at midnight.

«او ایمیل را با لحنی گرم به پایان برد.»

She signed off the email warmly.

2phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — تأیید نهایی کردن

تأیید نهایی کردنامضا کردن

به یک طرح، مدرک یا کار به‌طور رسمی تأیید نهایی دادن.

To give formal approval to a plan, document, or piece of work.

«مدیر بودجه را به‌طور نهایی تأیید کرد.»

The manager signed off on the budget.

«بخش حقوقی باید قرارداد را تأیید نهایی کند.»

Legal must sign off on the contract.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000