singlehanded

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sin·gle·hand·ed/ˌsɪŋ.ɡəlˈhæn.dɪd/
singleone, alonehandeddone by hand or person
adjective (صفت)common

صفت — یک‌نفره

یک‌نفرهبدون کمک

انجام شده توسط یک نفر به تنهایی، بدون کمک دیگران

Done by one person alone, without help or assistance.

«او مسابقه را به تنهایی برد.»

He won the race singlehanded.

«او پروژه را بدون کمک اداره کرد.»

She managed the project singlehanded.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soloتکی

رایج. تقریباً در زمینه انجام تنها قابل تعویض است.

Common. Almost interchangeable with ‘singlehanded’ in context of doing alone.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000