skip a beat
/skɪp ə bit/
1phrase (عبارت)common
عبارت — یک ضربان جا انداختن
یک ضربان جا انداختنتپش قلب نامنظم شدن
یعنی قلب، اغلب از هیجان یا غافلگیری، انگار یک ضربان منظم را جا بیندازد.
For a heart to miss or seem to miss one regular beat, often from surprise or excitement.
«وقتی تلفن زنگ زد، انگار قلبم یک ضربان را جا انداخت.»
“My heart skipped a beat when the phone rang.”
«با صدای ناگهانی، قلبش یکلحظه نامنظم زد.»
“Her heart skipped a beat at the sudden noise.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — لحظهای مکث کردن
لحظهای مکث کردناز روال نیفتادن
یعنی برای لحظهای مکث یا تردید کردن یا از روال عادی خارج شدن؛ معمولاً در جملهٔ منفی به کار میرود.
To pause, hesitate, or be disrupted briefly, usually in a negative expression.
«او بیآنکه لحظهای مکث کند به صحبت ادامه داد.»
“She continued speaking without skipping a beat.”
«گروه موسیقی بیوقفه به نواختن ادامه داد.»
“The band played on without skipping a beat.”