skull-splitting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

skull-split·ting/ˈskʌlˌsplɪtɪŋ/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more skull-splittingsuperlative (عالی): most skull-splitting

صفت — طاقت‌فرسا

طاقت‌فرسابسیار شدید

به‌ویژه دربارهٔ سردرد یا صدای بلند، یعنی آن‌قدر شدید و آزاردهنده که انگار سر را می‌شکافد.

Extremely severe or painful, especially describing a headache or a loud sound.

«او با سردردی طاقت‌فرسا بیدار شد.»

He woke with a skull-splitting headache.

«آن صدای بسیار شدید نیمه‌شب قطع شد.»

The skull-splitting noise stopped at midnight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000