sling to
/slɪŋ tu/
phrasal verb (فعل عبارتی)slang
فعل عبارتی — رشوه دادن
رشوه دادنپول چرب کردن
از پول قمار به مأمور پلیس رشوه دادن.
To pay a police officer a bribe from gambling proceeds.
«قماربازها به پلیس محلی رشوه دادند.»
“The gamblers slung to the local police.”
«او متهم شد که به یک مأمور رشوه داده است.»
“He was accused of slinging to an officer.”