بازگشت

slob

/slɑːb/
noun (اسم)informal
plural (جمع): slobs
آدم شلختهکثیف

شخص نامرتب یا تنبل، به‌ویژه در عادت‌ها یا ظاهر

A messy or lazy person especially in habits or appearance

«او خیلی شلخته است؛ اتاقش همیشه کثیف است.»

He is such a slob; his room is always dirty.

«شلخته نباش، میزت را تمیز کن.»

Don’t be a slob, clean your desk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000