بازگشت

slouch

/slaʊtʃ/
verb (فعل)common
past (گذشته): slouchedpast participle (مفعولی): slouched-ing (حال): slouching3rd (سوم): slouches
خم شدن بدنحالت بد ایستادن

نشستن یا ایستادن با حالت خمیده و تنبل.

To sit or stand with a drooping, lazy posture.

«خم نشو؛ صاف بنشین.»

Don't slouch; sit up straight.

«او وقتی خسته است تمایل دارد خم شود.»

He tends to slouch when tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hunchخم شدن

رایج. حالت خمیده مشابه، در زبان محاوره‌ای خیلی مواقع با slouch قابل تعویض است.

Common. Similar slouched posture, often interchangeable in casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000