slow burn
/sloʊ bɝn/
1noun (اسم)informalplural (جمع): slow burns
اسم — خشم تدریجی
خشم تدریجینارضایتی آرام
احساسی، بهویژه خشم، که آرامآرام شکل میگیرد و مدتها میماند.
a feeling, especially anger, that develops gradually and lasts a long time
«ناامیدی او به خشمی تدریجی تبدیل شد.»
“Her disappointment turned into a slow burn.”
«آن توهین دلخوری آرام و ماندگاری ایجاد کرد.»
“The insult caused a slow burn of resentment.”
2noun (اسم)informalplural (جمع): slow burns
اسم — داستان تدریجی
داستان تدریجیفیلم آرام و پرکشش
داستان یا فیلمی که کشش و تنش آن بهتدریج بالا میرود.
a story or film that builds tension and interest gradually
«این فیلم دلهرهآور آرامآرام اوج میگیرد.»
“The thriller is a slow burn.”
«روند تدریجی آن به تماشاگران صبور پاداش میدهد.»
“Its slow burn rewards patient viewers.”