small fry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌsmɔl ˈfraɪ/
1noun (اسم)informalplural (جمع): small fry

اسم — بچه‌های کوچک

بچه‌های کوچکخردسالان

بچه‌های کم‌سن، به‌ویژه وقتی به‌صورت یک گروه از آن‌ها حرف می‌زنیم.

Young children, especially when referred to as a group.

«بچه‌های کوچک باید پیش از نمایش شام بخورند.»

The small fry need dinner before the show.

«این استخر برای خردسالان امن است.»

This pool is safe for the small fry.

2noun (اسم)informalplural (جمع): small fry

اسم — آدم‌های کم‌اهمیت

آدم‌های کم‌اهمیتجزئیات ناچیز

افراد یا چیزهای کم‌اهمیتی که نفوذ یا قدرت چندانی ندارند.

People or things regarded as unimportant or lacking power.

«پلیس سراغ افراد کم‌اهمیت رفت، نه رهبران.»

The police targeted small fry, not the leaders.

«این شرکت‌ها در بازار بازیگران کم‌اهمیتی هستند.»

These firms are small fry in the market.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000