snap back
فعل عبارتی — سریع به حالت قبل برگشتن
بهسرعت به شکل، موقعیت، وضعیت یا سطح قبلی برگشتن.
To return quickly to an earlier shape, position, condition, or level.
«کش سریع به جای خودش برگشت.»
“The elastic band snapped back into place.”
«فروش پس از پایان تعطیلات سریع به سطح قبلی برگشت.»
“Sales snapped back after the holiday ended.”
فعل عبارتی — با تندی جواب دادن
در جواب حرف یا انتقادی، ناگهان و با عصبانیت پاسخ دادن.
To reply suddenly and angrily to a comment or criticism.
«او با تندی جواب داد که تنبل نیست.»
“She snapped back that she was not lazy.”
«وقتی رئیسش از او پرسید، او با تندی جواب داد.»
“He snapped back when his boss questioned him.”
فعل عبارتی — زود سرحال شدن
پس از بیماری، سختی یا ناامیدی زود دوباره سرحال شدن.
To recover quickly after illness, difficulty, or disappointment.
«او پس از آنفلوآنزا خیلی زود سرحال شد.»
“She snapped back quickly after the flu.”
«تیم پس از اولین باختش سریع دوباره جان گرفت.»
“The team snapped back after its first loss.”