بازگشت
snarl
/snɑːrl/
1verb (فعل)common
past (گذشته): snarledpast participle (مفعولی): snarled-ing (حال): snarling3rd (سوم): snarls
غرغر کردندندان نشان دادن
داد عمیق و خشمگینانه کردن، مخصوصاً وقتی حیوان دندان نشان میدهد.
To make a deep, angry growl, especially an animal showing teeth.
«سگ به غریبه دندان نشان داد.»
“The dog snarled at the stranger.”
«او هنگام دعوا با عصبانیت غرغر کرد.»
“He snarled in anger during the fight.”
تفاوت با واژههای مشابه
growl— غُرغُر کردن
معنی مشابه ولی snarl معمولاً دندان نشان دادن را هم دربرمیگیرد.
Similar meaning but snarl often involves showing teeth.
متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): snarls
غرغردنداننمایی
صدای خشمگین یا خشن که توسط حیوان یا انسان تولید میشود.
A vicious growl or angry sound made by an animal or person.
«غرغر او هشدار داد که دوری کند.»
“Her snarl warned him to stay away.”
«غرغر سگها میتواند ترسناک باشد.»
“Dogs’ snarls can be intimidating.”
تفاوت با واژههای مشابه
growl— غرغر
واژه کلیتر؛ snarl معمولاً دندان نشان دادن را هم دارد.
More general term; snarl implies showing teeth too.