sniggle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

snig·gle/ˈsnɪɡəl/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): sniggledpast participle (مفعولی): sniggled-ing (حال): sniggling3rd (سوم): sniggles

فعل — قلاب‌گیری ماهی

قلاب‌گیری ماهیماهی‌گیری خاص

ماهی‌گیری به‌طوری که قلاب در لب بالایی ماهی گیر کند به جای دهان.

To fish by hooking the fish in the upper lip rather than the mouth.

«او صبح زود در رودخانه ماهی قلاب‌گیری کرد.»

He sniggled trout in the river early morning.

«قلاب‌گیری ماهی نیاز به صبر و مهارت دارد.»

Sniggling requires patience and skill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000