بازگشت

snooze

/snuːz/
1verb (فعل)common
past (گذشته): snoozedpast participle (مفعولی): snoozed-ing (حال): snoozing3rd (سوم): snoozes
چرت زدنکمی خوابیدن

خواب کوتاه و سبک داشتن؛ چرت زدن.

To sleep lightly or briefly; to take a short nap.

«۲۰ دقیقه روی کاناپه چرت زدم.»

I snoozed on the couch for 20 minutes.

«او هر ظهر بعد از ناهار چرت می‌زند.»

She snoozes every afternoon after lunch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
napچرت زدن

رایج. تقریبا مترادف، معمولا خواب کوتاه در روز.

Common. Nearly synonymous, usually short daytime sleep.

2noun (اسم)common
چرت کوتاهخواب سبک

خواب کوتاه یا چرت سبک.

A short, light sleep or nap.

«قبل از شام چرت کوتاهی زدم.»

I took a short snooze before dinner.

«فقط یک چرت کوتاه تو را سرحال می‌کند.»

Just a quick snooze will refresh you.

تفاوت با واژه‌های مشابه
napچرت

رایج. در مکالمات غیررسمی تقریباً قابل جایگزین است.

Common. Generally interchangeable with snooze in casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000