snow out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/snoʊ aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — زیر برف پنهان کردن

زیر برف پنهان کردنبا برف پوشاندن

چیزی را آن‌قدر با برف پوشاندن که دیگر دیده نشود.

To cover something so completely with snow that it is hidden.

«طوفان تابلوهای جاده را زیر برف پنهان کرد.»

The storm snowed out the road signs.

«توده‌های عمیق برف حصار را پوشاندند.»

Deep drifts snowed out the fence.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به‌خاطر برف لغو کردن

به‌خاطر برف لغو کردن

باعث لغو شدن یک رویداد به‌خاطر برف شدن.

To cause an event to be cancelled because of snow.

«برف سنگین بازی را لغو کرد.»

Heavy snow snowed out the game.

«کنسرت دیشب به‌خاطر برف لغو شد.»

The concert was snowed out last night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000