snowed under

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

snowed un·der/snoʊd ˈʌndər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — زیر بار کار بودن

زیر بار کار بودنشدیداً سرشلوغ بودن

به‌خاطر حجم زیاد کار یا گرفتاری، به‌شدت سرشلوغ بودن.

Extremely busy because one has too much work or too many things to deal with.

«امروز زیر بار گزارش‌ها مانده‌ام.»

I'm snowed under with reports today.

«او پیش از موعد تحویل به‌شدت سرشلوغ بود.»

She was snowed under before the deadline.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000