sodding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sod·ding/ˈsɒdɪŋ/
soda piece of turf or grass-dingpresent participle suffix
adjective (صفت)informal

صفت — لعنتی

لعنتیمسخره

مورد استفاده به عنوان ناسزا یا برای تأکید بر ناراحتی؛ غیررسمی و رکیک.

Used as a mild swear or to emphasize annoyance; informal and vulgar.

«آن ماشین لعنتی دوباره خراب شد.»

That sodding car broke down again.

«از این هوای لعنتی فراری هستم.»

I can't stand this sodding weather.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bloodyلعنتی

ناسزای غیررسمی بریتانیایی برای تأکید.

Informal British swear word used for emphasis.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000