بازگشت

softly

soft·ly/ˈsɒftli/
softgentle, not hard-lyadverb suffix
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): softposition (جایگاه): end
به آرامیبه نرمی

به روشی ملایم، آرام یا نرم.

In a gentle, quiet, or mild manner.

«او به آرامی صحبت کرد تا کسی نشنود.»

She spoke softly so no one would hear.

«باد به آرامی از میان درختان وزید.»

The wind blew softly through the trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gentlyملایم

روزمره. معنی بسیار مشابه و اغلب قابل جایگزینی هنگام توصیف رفتارهای آرام یا ملایم.

Everyday. Very similar meaning; often interchangeable when describing quiet or mild actions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000