بازگشت

sojourner

so·journ·er/ˈsoʊdʒɜːrnər/
sojourntemporary stay-erone who does
noun (اسم)formal
plural (جمع): sojourners
موقتی‌اقامت‌کنندهمسافر موقت

کسی که به طور موقت در جایی اقامت دارد

A person who stays temporarily in a place.

«موقتی‌اقامت‌کننده سه ماه در شهر اقامت داشت.»

The sojourner stayed in the city for three months.

«او مسافر موقت در سرزمین‌های خارجی بود.»

She was a sojourner in foreign lands.

تفاوت با واژه‌های مشابه
visitorبازدیدکننده

اصطلاح عمومی برای کسی که به طور موقت بازدید می‌کند.

General term for someone visiting temporarily, similar to sojourner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000