space out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/speɪs aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — حواسش پرت شدن

حواسش پرت شدندر فکر فرو رفتن

حواسش پرت شدن و دیگر متوجه اتفاق‌های اطراف نبودن است.

To become inattentive and stop noticing what is happening around one.

«در طول سخنرانی طولانی حواسم پرت شد.»

I spaced out during the long lecture.

«او وقتی خسته است حواسش پرت می‌شود.»

She spaces out when she is tired.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با فاصله چیدن

با فاصله چیدنپخش کردن با فاصله

افراد یا چیزها را با فاصله از یکدیگر چیدن یا پخش کردن است.

To arrange people or things with gaps between them.

«صندلی‌ها را در اتاق با فاصله بچین.»

Space out the chairs in the room.

«آن‌ها در امتداد مسیر با فاصله از هم قرار گرفتند.»

They spaced out along the path.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با فاصلهٔ زمانی تنظیم کردن

با فاصلهٔ زمانی تنظیم کردنفاصله انداختن

رویدادها یا مقدارهای دارو را با فاصلهٔ زمانی مناسب برنامه‌ریزی کردن است.

To schedule events or doses with enough time between them.

«میان دوزها چهار ساعت فاصله بینداز.»

Space out the doses by four hours.

«جلسه‌ها را در طول هفته با فاصله گذاشتیم.»

We spaced out the meetings all week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000