sparsely populated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sparse·ly pop·u·lat·ed/ˈspɑrsli ˈpɑpjəˌleɪtɪd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more sparsely populatedsuperlative (عالی): most sparsely populated

صفت — کم‌جمعیت

کم‌جمعیتتنک‌جمعیت

به منطقه‌ای گفته می‌شود که در مساحت زیادی از آن افراد کمی زندگی می‌کنند.

Having few people living in a large area.

«این جزیره کم‌جمعیت است.»

The island is sparsely populated.

«آن‌ها از منطقه‌ای تنک‌جمعیت گذشتند.»

They crossed a sparsely populated region.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000