بازگشت

specimen

spec·i·men/ˈspɛsɪmɪn/
noun (اسم)formal
plural (جمع): specimens
نمونهنمونه آزمایشی

نمونه یا مثال یک چیز، مخصوصاً برای مطالعه یا نمایش.

A sample or example of something, especially for study or display.

«دانشمند نمونه‌هایی برای تحقیق جمع‌آوری کرد.»

The scientist collected specimens for research.

«این نمونه‌ای از سفالگری باستانی است.»

This is a specimen of ancient pottery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sampleنمونه

رایج؛ در بسیاری موارد به عنوان نماینده یک کل قابل تعویض است.

Common; interchangeable as a part representing a whole in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000