spermic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sper·mic/ˈspɜːrmɪk/
spermmale reproductive cell-icrelating to or characteristic of
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more spermicsuperlative (عالی): most spermic

صفت — اسپرمی

اسپرمیمربوط به اسپرم

مربوط به اسپرم، حاوی اسپرم، یا مشتق شده از اسپرم.

Relating to, containing, or derived from sperm.

«آنتی‌بادی‌های اسپرمی می‌توانند بر باروری تأثیر بگذارند.»

Spermic antibodies can affect fertility.

«مایع دارای خواص اسپرمی بود.»

The fluid had spermic properties.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000