stand down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstænd daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — کناره‌گیری کردن

کناره‌گیری کردنکنار کشیدن

از مقام رسمی کناره‌گیری کردن یا از رقابت کنار کشیدن.

To leave an official position or stop taking part in a contest.

«وزیر پذیرفت که کناره‌گیری کند.»

The minister agreed to stand down.

«او از کاپیتانی تیم کناره‌گیری کرد.»

She stood down as team captain.

2phrasal verb (فعل عبارتی)formal

فعل عبارتی — از آماده‌باش خارج شدن

از آماده‌باش خارج شدن

از حالت آماده‌باش خارج شدن و دیگر آمادهٔ اقدام فوری نبودن.

To stop being on alert or ready for immediate action.

«خدمه پس از پایان هشدار از آماده‌باش خارج شدند.»

The crew stood down after the alarm ended.

«به پلیس گفته شد از آماده‌باش خارج شود.»

Police were told to stand down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000