بازگشت

strap

/stræp/
noun (اسم)common
plural (جمع): straps
بنددسته

یک نوار باریک از جنس پارچه یا چرم برای بستن یا نگه داشتن چیزی.

A narrow strip of material used to fasten or hold something.

«کیف بند چرمی دارد.»

The bag has a leather strap.

«او بند ساعتش را تنظیم کرد.»

She adjusted the strap on her watch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bandنوار

رایج. شکل و کاربرد مشابه دارد؛ بستگی به زمینه ممکن است قابل جایگزینی نباشد.

Common. Similar in shape and use; not always interchangeable depending on context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000