subcellular

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sub·cel·lu·lar/ˌsʌbˈsɛljələr/
sub-under, belowcellularrelated to cells
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more subcellularsuperlative (عالی): most subcellular

صفت — زیرسلولی

زیرسلولیزیرساخت سلولی

مربوط به بخش‌هایی کوچکتر از سلول یا داخل سلول.

Relating to parts smaller than a cell or occurring within a cell.

«ساختارهای زیرسلولی را می‌توان با میکروسکوپ الکترونی دید.»

Subcellular structures can be observed with an electron microscope.

«مطالعه بر فرآیندهای زیرسلولی در نورون‌ها متمرکز است.»

The study focuses on subcellular processes in neurons.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000