succulently

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

suc·cu·lent·ly/ˈsʌkjələntli/
succulentjuicy, tender, full of juice-lyin a specified manner
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): succulentposition (جایگاه): end

قید — به طور آبدار

به طور آبداربه طور خوشمزه

به طرز آبدار و خوشمزه، معمولاً درباره غذاها.

In a juicy or tasty manner, often used for food.

«استیک به طور آبدار پخته شده بود.»

The steak was cooked succulently.

«او میوه را به طور خوشمزه خورد.»

She ate the fruit succulently.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000