surmises

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sur·mis·es/sərˈmaɪzɪz/
1noun (اسم)formalplural (جمع): surmises

اسم — حدس‌ها

حدس‌هافرضیه‌ها

جمع کلمه فرضیه؛ حدس‌ها یا ایده‌هایی بر اساس شواهد ناقص.

Plural of surmise; guesses or ideas based on incomplete evidence.

«حدس‌های او درباره پرونده اغلب اشتباه بود.»

His surmises about the case were often wrong.

«کارآگاه با دقت حدس‌هایش را دنبال کرد.»

The detective followed his surmises carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
guessesحدس‌ها

متداول. مترادف غیررسمی برای surmises.

Common. Informal synonym for surmises.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): surmisedpast participle (مفعولی): surmised-ing (حال): surmising3rd (سوم): surmises

فعل — حدس می‌زند

حدس می‌زندفرض می‌کند

شکل سوم شخص مفرد فعل surmise؛ حدس زدن یا فرض کردن بدون شواهد کامل.

Third person singular present of surmise; to guess or suppose without complete evidence.

«او حدس می‌زند او نمی‌آید.»

She surmises that he is not coming.

«او از سرنخ‌ها حقیقت را حدس می‌زند.»

He surmises the truth from the clues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
guessحدس زدن

متداول و غیررسمی.

Common and informal synonym.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000