sweat blood
/swɛt blʌd/
1phrase (عبارت)informal
عبارت — جان کندن
جان کندنخیلی سخت تلاش کردن
برای رسیدن به چیزی با نهایت تلاش و سختی کار کردن.
To work extremely hard to achieve something.
«برای تمام کردن پروژه بهموقع جان کندیم.»
“We sweated blood to finish the project on time.”
«او برای این گزارش خیلی سخت زحمت کشیده است.»
“She has sweated blood over this report.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — از نگرانی جان کندن
از نگرانی جان کندنشدیداً نگران بودن
شدیداً نگران بودن یا فشار روحی زیادی کشیدن.
To worry or suffer intense mental strain.
«تا وقتی منتظر نتیجه بودیم، از نگرانی جان میکندم.»
“I was sweating blood while we waited for the results.”
«پدر و مادرش برای کودک گمشده شدیداً نگران بودند.»
“Her parents sweated blood over the missing child.”