بازگشت

swirl

/swɜːrl/
noun (اسم)common
plural (جمع): swirls
گردابچرخش

شکل یا حرکت پیچ‌خورده یا مارپیچ.

a twisting or spiraling shape or motion.

«وقتی آب تخلیه می‌شد، گردابی ایجاد می‌کرد.»

The water made a swirl as it drained.

«او رنگ را به شکل مارپیچ هم زد.»

She stirred the paint in a swirl pattern.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whirlچرخش

رایج. معنی مشابه با تأکید بر چرخش سریع.

Common. Similar meaning, emphasizes fast spinning motion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000