بازگشت

swordsman

swords·man/ˈswɔːrdzmən/
sworda bladed weaponmanmale person
noun (اسم)common
plural (جمع): swordsmen
شمشیرزنرزمی‌کار با شمشیر

فردی ماهر در جنگیدن با شمشیر.

A person skilled in fighting with a sword.

«شمشیرزن به سرعت رقیب خود را شکست داد.»

The swordsman defeated his opponent quickly.

«او سال‌ها تمرین کرد تا شمشیرزن شود.»

He trained for years to become a swordsman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fencerشمشیرباز

رایج. مشخصاً به کسی که شمشیربازی ورزشی انجام می‌دهد اشاره دارد.

Common. Specifically refers to someone who fences as a sport.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000