taal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tɑːl/
noun (اسم)formalplural (جمع): taals

اسم — تال

تالالگوی ریتمی

الگوی ریتمی یا چرخه‌ای در موسیقی کلاسیک هندی.

A rhythmic pattern or cycle in Indian classical music.

«موسیقی‌دان در تمام اجرا، تال را ثابت نگه داشت.»

The musician kept the taal steady throughout the performance.

«تال برای قطعات موسیقی کلاسیک هندی ضروری است.»

Taal is essential for Indian classical compositions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000