take a back seat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈteɪk ə ˈbæk ˌsit/
phrase (عبارت)common

عبارت — کنار رفتن

کنار رفتننقش فرعی گرفتن

اهمیت کمتری پیدا کردن یا اجازه دادن که دیگری نقش اصلی را داشته باشد.

To become less important or to let someone else take the leading role.

«بعد از آمدن نوزاد، کار اهمیت کمتری پیدا کرد.»

Work took a back seat after the baby arrived.

«او در جلسه نقش فرعی گرفت.»

He took a back seat during the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000