بازگشت

talon

tal·on/ˈtælən/
noun (اسم)common
plural (جمع): talons
پنجهچنگال

پنجه تیز پرندگان شکاری برای گرفتن شکار.

A sharp claw of a bird of prey used for catching prey.

«عقاب شکار را با پنجه‌هایش گرفت.»

The eagle grasped the prey with its talons.

«چنگال‌های شاهین قوی و تیز هستند.»

The hawk’s talons are powerful and sharp.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000