televise

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tel·e·vise/ˈtɛlɪˌvaɪz/
tele-at a distanceviseto see/view
verb (فعل)commonpast (گذشته): televisedpast participle (مفعولی): televised-ing (حال): televising3rd (سوم): televises

فعل — پخش تلویزیونی کردن

پخش تلویزیونی کردنپخش از تلویزیون

پخش یک برنامه یا رویداد از طریق تلویزیون.

To broadcast a program or event on television.

«آنها بازی را امشب پخش تلویزیونی خواهند کرد.»

They will televise the match tonight.

«کنسرت به‌صورت زنده پخش شد.»

The concert was televised live.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broadcastپخش کردن

رایج است. وقتی درباره پخش از هر رسانه‌ای باشد می‌تواند جایگزین televise شود.

Common. Can replace 'televise' when referring to transmissions by any media, not only television.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000