بازگشت

terrain

ter·rain/təˈreɪn/
noun (اسم)common
زمینعرصهناحیه

ویژگی‌های فیزیکی یک قطعه زمین، به ویژه شکل و ارتفاع آن.

The physical features of a piece of land, especially its shape and elevation.

«زمین سنگی باعث دشواری پیاده‌روی شد.»

The rocky terrain made hiking difficult.

«سربازان برای عبور از زمین‌های ناهموار آموزش دیدند.»

Soldiers trained to navigate rough terrain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
landscapeچشم‌انداز

رایج. کلی‌تر از terrain و شامل جنبه‌های دیداری است.

Common. More general than terrain, can include visual aspects.

groundزمین

روزمره. کلمه کلی، terrain بیشتر در طبیعت یا نظامی به‌کار می‌رود.

Everyday. General word, terrain usually used in context of nature or military.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000