thorn

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/θɔːrn/
noun (اسم)commonplural (جمع): thorns

اسم — تیغ

تیغخار

برجستگی تیز روی گیاه که معمولاً برای محافظت است.

A sharp pointed projection on a plant, often for protection.

«بوته گل رز پر از تیغ است.»

The rose bush is full of thorns.

«مواظب باش تیغ به تو نخورد.»

Be careful not to get pricked by a thorn.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000