thrice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/θraɪs/
adverb (قید)archaictype (نوع): frequencyposition (جایگاه): middle

قید — سه بار

سه بارسه مرتبه

سه بار.

Three times.

«او سه بار زد قبل از ورود.»

He knocked thrice before entering.

«برای فهمیدن نامه، آن را سه بار خواند.»

She read the letter thrice to understand it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000