thumbs

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/θʌmz/
noun (اسم)commonplural (جمع): thumbs

اسم — شست‌ها

شست‌ها

جمع کلمه شست؛ انگشت اول کوتاه و ضخیم دست انسان

Plural form of thumb; the short, thick first digit of the human hand

«او کتاب را با شست‌هایش نگه داشت.»

He held the book with his thumbs.

«او برای نشان دادن تأیید، انگشت شست داد.»

She gave a thumbs up to indicate approval.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000