tingling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tin·gling/ˈtɪŋɡlɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — سوزن سوزن شدن

سوزن سوزن شدنمورمور شدن

احساس خفیف سوزن سوزن شدن یا مورمور شدن پوست.

The sensation of slight stinging or prickling on the skin.

«او مورمور شدن در انگشتانش را احساس کرد.»

She felt a tingling in her fingers.

«مورمور شدن پس از نشستن طولانی شایع است.»

Tingling is common after sitting too long.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000